الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
68
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى)
بودند ، چيزى فرو گذار نكرد مگر هر چه حرف آزار دهنده بود ، گفت و آن حضرت ساكت بود ، سپس به راه خود رفت همين كه شب فرا رسيد به منزل پسرعمويش رفت و در منزل را زد ، حسن بيرون آمد ، امام عليه السلام فرمود : « برادر ! اگر تو آنچه گفتى راست بود پس خداوند مرا ببخشد و اگر دروغ بود خداوند از تو بگذرد ، و سلام و رحمت خدا بر تو باد ! » اينها را گفت و برگشت ، حسن به دنبال وى رفت و از او دست برنداشت و گريه كرد تا اين كه امام عليه السلام دلش به حال او سوخت ! سپس عرض كرد : به خدا سوگند دوباره كارى نخواهم كرد كه شما ناراحت شويد ! امام عليه السلام فرمود : « من شما را از آنچه گفتى حلال كردم ! » و همواره مىگفت : « خداوندا به تو پناه مىبرم از اين كه ظاهرم در جلو چشم مردم خوب باشد ولى باطنم ناپسند ! خداوندا ! من بد كردم و تو به من نيكى كردى ، بنابراين اگر بازگشتم تو هم به جانب من باز كرد ! » . همواره مىگفت : « گروهى خدا را از ترس عبادت مىكنند كه اين عبادت بردگان است . و گروهى ديگر او را به خاطر نعمتش عبادت مىكنند ؛ اين عبادت بازرگانان است و گروهى خدا را به منظور سپاسگزارى عبادت مىكنند كه اين عبادت آزادگان است . از جمله اين كه دوست نداشت كسى او را در وضو و نظاير آن يارى كند و خود براى وضو و غسل آب تهيه مىكرد و پيش از خواب آن را مىپوشاند ، و چون از خواب شب برمى خاست ابتدا مسواك مىزد سپس وضو مىگرفت و نمازهاى نافلهء روز كه از او فوت شده بود ، قضا مىخواند و مىگفت : « اينها بر شما واجب نيست ولى من دوست دارم هر كه از شما خودش را عادت مىدهد به خوبى عادت دهد و آن را ادامه